اشعار نیما یوشیج
نیما یوشیج، پدر شعر نو فارسی، با نگاهی تازه و اندیشهای ژرف، انقلابی بزرگ در دنیای شعر فارسی بهوجود آورد. او با رهایی از قالبهای سنتی و استفاده از زبانی ساده اما پرمفهوم، توانست احساسات انسانی، عشق، تنهایی و دغدغههای اجتماعی را با بیانی نو و متفاوت بیان کند. اشعار عاشقانه نیما سرشار از حس ناب و صمیمی عشقاند؛ عشقی که گاه رنگی از غم و دلتنگی دارد و گاه روشنایی امید و زندگی را در خود پنهان کرده است. در این مطلب، گزیدهای از زیباترین شعرهای عاشقانه و کوتاه نیما یوشیج را گردآوری کردهایم تا با دنیای لطیف و شاعرانهی او بیشتر آشنا شوید.
اشعار نیما یوشیج
اشعار زیبای نیما یوشیج
شب نیست که از دیده نرانی خونم
دیریست که من با تو ز خود بیرونم
گفتی به فراق نازنینان چونی ؟
وقت است که آیی و ببینی چونم
شعرهای ناب نیما یوشیج
پند گیرید از من و از حال من
پیروی خوش نیست از اعمال من
بعد من آرید حال من به یاد
آفرین بر غفلت جهال باد
دوبیتی های نیما یوشیج
من ندانم با که گویم شرح درد
قصه ی رنگ پریده ، خون سرد ؟
هر که با من همره و پیمانه شد
عاقبت شیدا دل و دیوانه شد
شعر خاص نیما یوشیج
جز من را که چاره نیست
بایدم تا زنده ام در درد زیست
عاشقم من ، عاشقم من ، عاشقم
عاشقی را لازم آید درد و غم
راست گویند این که : من دیوانه ام
در پی اوهام یا افسانه ام
زان که بر ضد جهان گویم سخن
یا جهان دیوانه باشد یا که من
شعر نو نیما یوشیج
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد
سبزه ها در بهار می رقصند
من در کنار تو به آرامش می رسم
و آنجا که هیچ کس به یاد ما نیست
تو را عاشقانه می بوسم
تا با گرمی نفسهایم ، به لبانت جان دهم
و با گرمی نفسهایت ، جانی دوباره گیرم
با همه هستی خود ، ای همه هستی من
و هزاران بار خواهم گفت
دوستت دارم را
اشعار معروف نیما یوشیج
در پیله تا به کی بر خویشتن تنی
پرسید کرم را مرغ از فروتنی
تا چند منزوی در کنج خلوتی
دربسته تا به کی در محبس تنی
در فکر رستنم ـ پاسخ بداد کرم ـ
خلوت نشسنه ام زیر روی منحنی
هم سال های من پروانگان شدند
جستند از این قفس،گشتند دیدنی
در حبس و خلوتم تا وارهم به مرگ
یا پر بر آورم بهر پریدنی
اینک تو را چه شد کای مرغ خانگی!
کوشش نمی کنی،پری نمی زنی؟
زیباترین متن های نیما یوشیج
خانهام ابری است
یکسره روی زمین ابری ست با آن.
از فراز گردنه خرد و خراب و مست
باد میپیچد.
یکسره دنیا خراب از اوست
و حواس من!
آی نیزن که ترا آوای نی بردهست دور از ره کجایی!
شعر ناب از نیما یوشیج
ترا من چشم در راهم شباهنگام
که می گیرند در شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم
ترا من چشم در راهم،
شباهنگام.
در آندم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یاد آوری یا نه
من از یادت نمی کاهم
ترا من چشم در راهم
کوتاه ترین شعر نیما یوشیج
شعر قصه رنگ پریده
من ندانم با که گویم شرح درد
قصه رنگ پریده، خون سَرد
هرکه با من همره و پیمانه شد
عاقبت شیدا دل و دیوانه شد
قصهام عشاق را دلخون کند
عاقبت خواننده را مجنون کند
آتش عشق ست و گیرد در کسی
کاو، ز سوز عشق میسوزد بسی…
شعر داروگ معروف ترین شعر نیما یوشیج
خشک آمد کشتگاه من
در جوار کشت همسایه.
گرچه می گویند: «می گریند روی ساحل نزدیک
سوگواران در میان سوگواران.»
قاصد روزان ابری، داروگ! کی می رسد باران؟
بر بساطی که بساطی نیست
در درون کومه ی تاریک من که ذره ای با آن نشاطی نیست
و جدار دنده های نی به دیوار اطاقم دارد از خشکیش می ترکد
چون دل یاران که در هجران یاران
قاصد روزان ابری، داروگ! کی می رسد باران
شعر نیما یوشیج در مورد عشق
یادت
گرم یادآوری یا نه
من از یادت نمی کاهم
تو را من چشم در راهم…
عمر منی
تو عمر منی!
عرصه مکن بر من تنگ…
فراق نازنینان
گفتی به فراق نازنینان چونی
وقت است که آیی و ببینی چونم
تنهایی
بنده ی تنهایی ام تا زنده ام
گوشه ای دور از همه جوینده ام
دوست
کاش تا دل می گرفت و می شکست
دوست می آمد کنارش می نشست
بیوگرافی و زندگینامه نیما یوشیج
تولد و دوران کودکی
نیما یوشیج با نام اصلی علی اسفندیاری در ۲۱ آبان ۱۲۷۶ در روستای کوهستانی یوش، از توابع شهرستان نور در استان مازندران متولد شد. پدرش ابراهیمخان اعظامالسلطنه از مالکان و بزرگان منطقه بود و مادرش زنی مهربان و مذهبی که در شکلگیری روح لطیف و خیالانگیز نیما تأثیر زیادی داشت. دوران کودکی او در طبیعت سرسبز شمال ایران سپری شد؛ جایی که صدای رودها، کوهها و جنگلها در ذهنش نغمههایی ماندگار ساخت و بعدها الهامبخش بسیاری از اشعارش شد.
تحصیلات و آغاز شاعری
در دوازدهسالگی به همراه خانواده به تهران آمد و در مدرسه سنلویی مشغول تحصیل شد. در آنجا با استاد ادبیاتش، نظام وفا، آشنا شد که او را به سوی شعر و ادبیات فارسی سوق داد. نیما در ابتدا شعرهایی به سبک کلاسیک و سنتی سرود، اما روح جستوجوگرش از قید و بندهای قالبهای کهن راضی نبود. با مطالعه آثار شاعران اروپایی و آشنایی با تحولات ادبی جهان، اندکاندک به سوی شیوهای تازه در شعر فارسی گام برداشت.
شکلگیری شعر نو و افسانه
اثر برجستهی نیما، منظومهی «افسانه»، نقطهی آغاز تحول بزرگ در شعر فارسی است. این اثر که در سال ۱۳۰۱ منتشر شد، سرآغاز شعر نو فارسی یا همان «شعر نیمایی» محسوب میشود. او در این قالب، وزن را از حالت ثابت بیرون آورد، مصراعها را آزاد کرد و موسیقی درونی را جایگزین قافیههای تکراری نمود. نگاه نیما به شعر، نگاهی انسانی، اجتماعی و فلسفی بود. او باور داشت شعر باید بازتاب زندگی واقعی مردم باشد، نه تقلیدی از گذشته.
زندگی شخصی و فعالیتهای ادبی
نیما در سال ۱۳۰۵ با عالیه جهانگیر ازدواج کرد و حاصل این ازدواج پسری به نام شراگیم بود. زندگی او پر از سختیهای مالی و رنجهای روحی بود، اما عشق به شعر و نوآوری هرگز در او خاموش نشد. علاوه بر اشعار فارسی، نیما به زبان مازندرانی نیز شعر میسرود که بعدها با عنوان «روجا» منتشر شد.
در کنار شاعری، نیما نقد ادبی و مقالهنویسی نیز میکرد و با نامهنگاریهای فراوانش با شاعران جوان، از جمله احمد شاملو، فروغ فرخزاد و سهراب سپهری، راه تازهی شعر فارسی را گسترش داد.
مرگ و میراث ادبی
نیما یوشیج در ۱۳ دی ۱۳۳۸ در تهران درگذشت و پیکرش بعدها به وصیت خودش به زادگاهش، یوش، منتقل شد. خانهی او اکنون به عنوان موزهی نیما یوشیج شناخته میشود و محلی برای علاقهمندان شعر و ادب است.
میراث نیما در شعر فارسی، نقطهی عطفی در تاریخ ادبیات معاصر به شمار میرود. او با شجاعت فکری و زبانی، راه را برای نسلهای بعدی گشود و شعر را از حالت ایستا و تقلیدی به فضایی آزاد، زنده و اندیشمندانه رساند. امروزه از او با عنوان «پدر شعر نو فارسی» یاد میشود و تأثیر اندیشهاش هنوز در شعر معاصر ایران جاری است.








