اشعار فروغ فرخزاد؛ عاشقانه، کوتاه، غمگین و درباره زندگی

بهترین اشعار فروغ فرخزاد برای بیو، استوری و کپشن

فروغ فرخزاد از محبوب ترین شاعران معاصر ایران است. در این مطلب، گلچینی از شعرهای کوتاه، عاشقانه، غمگین، اجتماعی و معروف او را می خوانید. نام اصلی هر شعر نیز نوشته شده است تا شعرها را راحت تر پیدا کنید.

در این صفحه گلچینی از اشعار فروغ فرخزاد را می خوانید. اگر به دنبال شعرهای عاشقانه از شاعران مختلف هستید، مجموعه اشعار عاشقانه کوتاه و خاص را ببینید.

فهرست اشعار فروغ فرخزاد نمایش

اشعار کوتاه فروغ فرخزاد برای بیو و استوری

پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی است

از شعر «پرنده مردنی است»


آری آغاز، دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست

از شعر «از دوست داشتن»


اگر به خانه من آمدی
برای من ای مهربان چراغ بیاور

از شعر «هدیه»


یک پنجره برای من کافی است
یک پنجره به لحظه آگاهی و نگاه و سکوت

از شعر «پنجره»


من از نهایت شب حرف می زنم
من از نهایت تاریکی

از شعر «هدیه»


من از تو می مردم
اما تو زندگانی من بودی

از شعر «من از تو می مردم»


در شب کوچک من، افسوس
باد با برگ درختان میعادی دارد

از شعر «باد ما را خواهد برد»


چرا توقف کنم؟
راه از میان مویرگ های حیات می گذرد

از شعر «تنها صداست که می ماند»


من خواب دیده ام که کسی می آید
من خواب یک ستاره قرمز دیده ام

از شعر «کسی که مثل هیچ کس نیست»


کسی به فکر گل ها نیست
کسی به فکر ماهی ها نیست

از شعر «دلم برای باغچه می سوزد»


میان تاریکی
تو را صدا کردم

از شعر «میان تاریکی»


نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب می شود

از شعر «آفتاب می شود»

شعرهای فروغ فرخزاد؛ گلچین اشعار کوتاه، عاشقانه و معروف

اشعار عاشقانه فروغ فرخزاد

از دوست داشتن

از دفتر «اسیر»

امشب از آسمان دیده تو
روی شعرم ستاره می بارد
در سکوت سپید کاغذها
پنجه هایم جرقه می کارد

شعر دیوانه تب آلودم
شرمگین از شیار خواهش ها
پیکرش را دوباره می سوزد
عطش جاودان آتش ها

آری آغاز، دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست

اسیر

از دفتر «اسیر»

تو را می خواهم و دانم که هرگز
به کام دل در آغوشت نگیرم
تویی آن آسمان صاف و روشن
من این کنج قفس مرغی اسیرم

ز پشت میله های سرد و تیره
نگاه حسرتم حیران به رویت
در این فکرم که دستی پیش آید
و من ناگه گشایم پر به سویت

عاشقانه

از دفتر «تولدی دیگر»

ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر توام سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش

آرزو

از دفتر «دیوار»

کاش بر ساحل رودی خاموش
عطر مرموز گیاهی بودم
چو بر آنجا گذرت می افتاد
به سراپای تو لب می سودم

کاش چون نای شبان می خواندم
به نوای دل دیوانه تو
خفته بر هودج مواج نسیم
می گذشتم ز در خانه تو

کاش چون پرتو خورشید بهار
سحر از پنجره می تابیدم
از پس پرده لرزان حریر
رنگ چشمان تو را می دیدم

من از تو می مردم

از دفتر «تولدی دیگر»

من از تو می مردم
اما تو زندگانی من بودی

تو با من می رفتی
تو در من می خواندی
وقتی که من خیابان ها را
بی هیچ مقصدی می پیمودم
تو با من می رفتی
تو در من می خواندی

غزل

از دفتر «تولدی دیگر»

چون سنگ ها صدای مرا گوش می کنی
سنگی و ناشنیده فراموش می کنی
رگبار نوبهاری و خواب دریچه را
از ضربه های وسوسه مغشوش می کنی

دست مرا که ساقه سبز نوازش است
با برگ های مرده هم آغوش می کنی

اگر به شعرهای عاشقانه با حال و هوای امروزی علاقه دارید، مجموعه شعر عاشقانه نو را هم بخوانید.

زیباترین اشعار فروغ فرخزاد درباره عشق، تنهایی و زندگی

اشعار غمگین فروغ فرخزاد

وداع

از دفتر «اسیر»

می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش
به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش

می برم تا که در آن نقطه دور
شستشویش دهم از رنگ گناه
شستشویش دهم از لکه عشق
زین همه خواهش بیجا و تباه

اندوه پرست

از دفتر «دیوار»

کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم
برگ های آرزوهایم یکایک زرد می شد
آفتاب دیدگانم سرد می شد
آسمان سینه ام پردرد می شد
ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد
اشک هایم همچو باران
دامنم را رنگ می زد

پاییز

از دفتر «اسیر»

از چهره طبیعت افسونکار
بر بسته ام دو چشم پر از غم را
تا ننگرد نگاه تب آلودم
این جلوه های حسرت و ماتم را

پاییز، ای مسافر خاک آلود
در دامنت چه چیز نهان داری
جز برگ های مرده و خشکیده
دیگر چه ثروتی به جهان داری؟

رمیده

از دفتر «اسیر»

نمی دانم چه می خواهم خدایا
به دنبال چه می گردم شب و روز
چه می جوید نگاه خسته من
چرا افسرده است این قلب پرسوز

ز جمع آشنایان می گریزم
به کنجی می خزم آرام و خاموش
نگاهم غوطه ور در تیرگی ها
به بیمار دل خود می دهم گوش

از یاد رفته

از دفتر «اسیر»

یاد بگذشته به دل ماند و دریغ
نیست یاری که مرا یاد کند
دیده ام خیره به ره ماند و نداد
نامه ای تا دل من شاد کند

خود ندانم چه خطایی کردم
که ز من رشته الفت بگسست
در دلش جایی اگر بود مرا
پس چرا دیده ز دیدارم بست

اگر دلتان برای کسی تنگ شده و به دنبال نوشته هایی درباره دوری و چشم انتظاری هستید، مجموعه متن انتظار عاشقانه و چشم انتظاری برای یار را بخوانید.

اشعار فروغ فرخزاد درباره تنهایی

اندوه تنهایی

از دفتر «دیوار»

پشت شیشه برف می بارد

در سکوت سینه ام دستی

دانه اندوه می کارد

مو سپید آخر شدی ای برف

تا سرانجامم چنین دیدی

در دلم باریدی، ای افسوس

بر سر گورم نباریدی

میان تاریکی

از دفتر «تولدی دیگر»

میان تاریکی

تو را صدا کردم

سکوت بود و نسیم

که پرده را می برد

در آسمان ملول

ستاره ای می سوخت

ستاره ای می رفت

ستاره ای می مرد

تنهایی ماه

از دفتر «تولدی دیگر»

در تمام طول تاریکی

سیرسیرک ها فریاد زدند

ماه، ای ماه بزرگ

در تمام طول تاریکی

شاخه ها با آن دستان دراز

اشعار فروغ فرخزاد

اشعار فروغ فرخزاد درباره زندگی و امید

تولدی دیگر

از دفتر «تولدی دیگر»

همه هستی من آیه تاریکی است

که تو را در خود تکرارکنان

به سحرگاه شکفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد

باد ما را خواهد برد

از دفتر «تولدی دیگر»

در شب کوچک من، افسوس

باد با برگ درختان میعادی دارد

در شب کوچک من دلهره ویرانی است

گوش کن

وزش ظلمت را می شنوی؟

من غریبانه به این خوشبختی می نگرم

من به نومیدی خود معتادم

پنجره

از دفتر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد»

یک پنجره برای دیدن

یک پنجره برای شنیدن

یک پنجره که مثل حلقه چاهی

در انتهای خود به قلب زمین می رسد

و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنگ

یک پنجره برای من کافی است

تنها صداست که می ماند

از دفتر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد»

چرا توقف کنم، چرا؟

پرنده ها به جستجوی جانب آبی رفته اند

افق عمودی است

راه از میان مویرگ های حیات می گذرد

پرنده ای که مرده بود به من پند داد

که پرواز را به خاطر بسپارم

صدا، صدا، صدا، تنها صداست که می ماند

آفتاب می شود

از دفتر «تولدی دیگر»

نگاه کن که غم درون دیده ام

چگونه قطره قطره آب می شود

چگونه سایه سیاه سرکشم

اسیر دست آفتاب می شود

نگاه کن

تمام هستیم خراب می شود

اگر به شعرهای امروزی درباره زندگی و امید علاقه دارید، مجموعه اشعار قیصر امین پور را هم بخوانید.

اشعار فروغ فرخزاد

اشعار فروغ فرخزاد درباره زن و آزادی

عصیان

از دفتر «اسیر»

به لب هایم مزن قفل خموشی

که در دل قصه ای ناگفته دارم

ز پایم باز کن بند گران را

کزین سودا دلی آشفته دارم

بیا ای مرد، ای موجود خودخواه

بیا بگشای درهای قفس را

اگر عمری به زندانم کشیدی

رها کن دیگرم این یک نفس را

عروسک کوکی

از دفتر «تولدی دیگر»

بیش از اینها، آه، آری

بیش از اینها می توان خاموش ماند

می توان ساعات طولانی

با نگاهی چون نگاه مردگان، ثابت

خیره شد در دود یک سیگار

خیره شد در شکل یک فنجان

در گلی بی رنگ بر قالی

در خطی موهوم بر دیوار

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

از دفتر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد»

و این منم

زنی تنها

در آستانه فصلی سرد

در ابتدای درک هستی آلوده زمین

و یاس ساده و غمناک آسمان

و ناتوانی این دست های سیمانی

زمان گذشت

زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت

اشعار اجتماعی فروغ فرخزاد

دلم برای باغچه می سوزد

از دفتر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد»

کسی به فکر گل ها نیست

کسی به فکر ماهی ها نیست

کسی نمی خواهد

باور کند که باغچه دارد می میرد

که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است

که ذهن باغچه دارد آرام آرام

از خاطرات سبز تهی می شود

کسی که مثل هیچ کس نیست

از دفتر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد»

من خواب دیده ام که کسی می آید

من خواب یک ستاره قرمز دیده ام

و پلک چشمم هی می پرد

و کفش هایم هی جفت می شوند

کسی می آید

کسی می آید

کسی دیگر

کسی بهتر

کسی که مثل هیچ کس نیست

آیه های زمینی

از دفتر «تولدی دیگر»

آن گاه خورشید سرد شد

و برکت از زمین ها رفت

و سبزه ها به صحراها خشکیدند

و ماهیان به دریاها خشکیدند

و خاک مردگانش را

زان پس به خود نپذیرفت

دیگر کسی به عشق نیندیشید

دیگر کسی به فتح نیندیشید

جمعه

از دفتر «تولدی دیگر»

جمعه ساکت

جمعه متروک

جمعه چون کوچه های کهنه، غم انگیز

جمعه اندیشه های تنبل بیمار

جمعه خمیازه های موذی کشدار

جمعه بی انتظار

جمعه تسلیم

خانه خالی

خانه دلگیر

اشعار فروغ فرخزاد

معروف ترین شعرهای فروغ فرخزاد

اگر دنبال نام شعرهای معروف فروغ هستید، این فهرست می تواند شروع خوبی باشد:

  • تولدی دیگر
  • ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
  • باد ما را خواهد برد
  • هدیه
  • پنجره
  • پرنده مردنی است
  • تنها صداست که می ماند
  • دلم برای باغچه می سوزد
  • کسی که مثل هیچ کس نیست
  • آیه های زمینی
  • اسیر
  • گناه
  • عروسک کوکی
  • جمعه
  • من از تو می مردم
  • از دوست داشتن

اگر شعرهای ساده و احساسی را دوست دارید، مجموعه اشعار فریدون مشیری را هم بخوانید. برای خواندن شعرهایی با حال و هوای طبیعت نیز به صفحه اشعار سهراب سپهری سر بزنید.

دفترهای شعر فروغ فرخزاد

نام دفترچند شعر شناخته شده از همان دفتر
اسیراسیر، وداع، رمیده، پاییز، از دوست داشتن
دیوارگناه، آرزو، اندوه پرست، اندوه تنهایی
عصیانعصیان، شعری برای تو، زندگی، بلور رویا
تولدی دیگرتولدی دیگر، باد ما را خواهد برد، عاشقانه، جمعه، عروسک کوکی
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سردپنجره، پرنده مردنی است، دلم برای باغچه می سوزد، تنها صداست که می ماند

سوالات متداول

«اگر به خانه من آمدی» از کدام شعر فروغ است؟

این قطعه در پایان شعر «هدیه» از دفتر «تولدی دیگر» آمده است.

«آری آغاز دوست داشتن است» از کدام شعر است؟

این مصرع بخشی از شعر «از دوست داشتن» در دفتر «اسیر» است.

«در شب کوچک من» نام کدام شعر است؟

این عبارت آغاز شعر «باد ما را خواهد برد» از دفتر «تولدی دیگر» است.

«پرواز را به خاطر بسپار» از کدام شعر فروغ است؟

این عبارت در پایان شعر «پرنده مردنی است» آمده است.

استفاده از مطالب سایت چی شی در سایر سایت‌ها فقط با کسب مجوز کتبی امکان پذیر است.