اشعار عطار نیشابوری

کانال اشعار عطار نیشابوری شعر عطار نیشابوری در مورد بهار معنی شعر نیایش در مورد مرگ جملات زیبا در مورد عطار شعر نیشابوری منطق الطیر پروفایل در مورد خدا

در این مطلب گزیده ای از اشعار عاشقانه کوتاه و بسیار زیبای عطار نیشابوری را آماده کرده ایم، برای مطالعه این متن های زیبا در ادامه با سایت چی شی همراه باشید.

همچنین ببینید : مجموعه گلچین اشعار بسیار زیبا و عارفانه مولانا جلال الدین رومی

اشعار عطاری نیشابوری

دلا در راه حق گیر آشنایی

اگر خواهی که یابی روشنایی

در افتادی به دریای حقیقت

مشو غافل همی زن دست و پایی

شعر زیبا از عطاری نیشابوری

تا در سر زلف تاب بینی

دل در بر من خراب بینی

گر آتش عشق بر فروزم

بس دل که برو کباب بینی

گر پرده ز روی خود گشایی

بس رخ که به خون خضاب بینی

دل بر در انتظار یابی

جان در ره اضطراب بینی

اشعار غمگین عطاری نیشابوری

از غمت روز و شب به تنهایی

مونس عاشقان سودایی

عاشقان را ز بیخ و بن برکند

آتش عشقت از توانایی

عشق با نام و ننگ ناید راست

ندهد عشق دست رعنایی

عشق را سر برهنه باید کرد

بر سر چارسوی رسوایی

اشعار عاشقانه عطاری نیشابوری

نگر تا ای دل بیچاره چونی

چگونه می‌روی سر در نگونی

چگونه می‌کشی صد بحر آتش

چو اندر نفس خود یک قطره خونی

زمانی در تماشای خیالی

زمانی در تمنای جنونی

اگر خواهی که باشی از بزرگان

مباش از خرده‌گیران کنونی

دوبیتی های عطاری نیشابوری

رخ تو چگونه بینم که تو در نظر نیایی

نرسی به کس چو دانم که تو خود به سر نیایی

وطن تو از که جویم که تو در وطن نگنجی

خبر تو از که پرسم که تو در خبر نیایی

رباعیات عطاری نیشابوری

هر روز ز دلتنگی جایی دگرم بینی

هر لحظه ز بی صبری شوریده ترم بینی

در عشق چنان دلبر جان بر لب و لب برهم

گه نعره‌زنم یابی گه جامه‌درم بینی

اشعار معروف عطاری نیشابوری

به سر زلف دلربای منی

به لب لعل جان‌فزای منی

گر ببندد فلک به صد گرهم

تو به مویی گره‌گشای منی

به بلای جهانت دارم دوست

گرچه تو از جهان بلای منی

هر کست از گزاف می گوید

که تویی کز جهان سزای منی

شعر عاشقانه عطاری نیشابوری

ز عشقت سوختم ای جان کجایی

بماندم بی سر و سامان کجایی

نه جانی و نه غیر از جان چه چیزی

نه در جان نه برون از جان کجایی

ز پیدایی خود پنهان بماندی

چنین پیدا چنین پنهان کجایی

هزاران درد دارم لیک بی تو

ندارد درد من درمان کجایی

ناب ترین اشعار عطاری نیشابوری

جان به لب آورده‌ام تا از لبم جانی دهی

دل ز من بربوده‌ای باشد که تاوانی دهی

از لبت جانی همی خواهم برای خویش نه

زانکه هم بر تو فشانم گر مرا جانی دهی

اشعار کوتاه عطاری نیشابوری

منم و گوشه ای و سودایی

تن من جایی و دلم جایی

ای عجب گرچه مانده‌ام تنها

مانده‌ام در میان غوغایی

کپی برداری از مطالب سایت با ذکر نام چی شی و لینک مستقیم بلا مانع است.