اشعار مهدی اخوان ثالث

غمگین ترین شعر اخوان ثالث شعر نو عاشقانه جملات کوتاه درباره تولد متن کوتاه دل نوشته های اشعار ممنوعه اثار تک بیتی های درباره دوست مجموعه شعر پاییز

در این مطلب گزیده ای از اشعار عاشقانه کوتاه و بسیار زیبای مهدی اخوان ثالث را آماده کرده ایم، برای مطالعه این متن های زیبا در ادامه با سایت چی شی همراه باشید.

همچنین ببینید : مجموعه زیبا از گلچین اشعار عاشقانه و کوتاه سهراب سپهری

دل نوشته های اخوان ثالث

من اینجا بس دلم تنگ است

و هر سازی که می بینم بد آهنگ است

بیا ره توشه برداریم

قدم در راه بی برگشت بگذاریم

ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است ؟

دوبیتی های مهدی اخوان ثالث

چون شمعم و سرنوشت روشن، خطرم

پروانهٔ مرگ پر زنان دور سرم

چون شرط اجل بر سر از آتش تبرم

خصم افکند آوازه که با تاج زرم!

شعر نو ساده و عاشقانه

تو چه دانی که پسِ هر نگهِ ساده ی من . . .

چه جنونی

چه نیازی،

چه غمی ست؟

شعر زمستون اخوان ثالث

زمستون،تن عریون باغچه چون بیابون

درختا با پاهای برهنه زیر بارون

نمیدونی تو که عاشق نبودی

چه سخته مرگ گل برای گلدون

گل و گلدون چه شبها نشستن بی بهانه

واسه هم قصه گفتن عاشقانه

چه تلخه چه تلخه

باید تنها بمونه قلب گلدون

مثل من که بی تو

نشستم زیر بارون زمستون

زمستون

برای تو قشنگه پشت شیشه

بهاره زمستونها برای تو همیشه

تو مثل من زمستونی نداری

که باشه لحظه چشم انتظاری

گلدون خالی ندیدی

نشسته زیر بارون

گلای کاغذی داری تو گلدون

تو عاشق نبودی

ببینی تلخه روزهای جدایی

چه سخته چه سخته

بشینم بی تو با چشمای گریون

تک بیت اخوان ثالث

بهار آمد ، پریشان باغ من افسرده بود اما

به جو باز آمد آب رفته ، ماهی مرده بود اما

شعر خاطره اخوان ثالث

عشق‌ها می‌میرند رنگ‌ها رنگ دگر می‌گیرند

و فقط خاطره‌هاست که چه شیرین و چه تلخ

دست ناخورده به جا می‌مانند

شعر خدایی و تنهایی

به دیدارم بیا هر شب

در این تنهایی تنها و تاریکِ خدا مانند

دلم تنگ است

بیا ای روشن، ای روشن‌تر از لبخند

شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی‌ها

دلم تنگ است

شعر دلتنگی اخوان ثالث

لحظه ی دیدار نزدیک است

باز من دیوانه ام ، مستم

باز می لرزد ، دلم ، دستم

باز گویی در جهان دیگری هستم

های ! نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ

های ، نپریشی صفای زلفکم را ، دست

و آبرویم را نریزی ، دل

ای نخورده مست

لحظه ی دیدار نزدیک است

شعر عاشقانه و زیبا

ما چون دو دریچه روبروی هم

آگاه زهر بگو مگوی هم

هر روز سلام و پرسش و خنده

هر روز قرار روز آینده

عمر آینه بهشت، اما…آه

بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه

اکنون دل من شکسته و خسته ست

زیرا یکی از دریچه ها بسته ست

نه مهر فسون، نه ماه جادو کرد

نفرین به سفر، که هر چه کرد او کرد

شعر غمگین اخوان ثالث

صیحه کشم از جگر ، فغان کشم از دل

تا برسد شکوه ها به گوش جهانم

صخره ى خاموش هم به نعره درآید

گوش جهان بشنود غریو فغانم

آى جهانا ! بیا ، ببین ، بشنو ، آى

زین بد و بیداد ، واى ! شیون ! فریاد …..!

شعر نو عاشقانه اخوان ثالث

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش

ابر، با آن پوستین سرد نمناکش

باغ بی برگی

روز و شب تنهاست

با سکوت پاک غمناکش

ساز او باران، سرودش باد

جامه اش شولای عریانی ست

ور جز اینش جامه ای باید

بافته بس شعله ی زر تا پودش باد

گو بروید، یا نروید،

هر چه در هر کجا که خواهد

یا نمی‌خواهد

باغبان و رهگذاری نیست

باغ نومیدان

چشم در راه بهاری نیست

گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد

ور به رویش برگ لبخندی نمی روید

باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟

داستان از میوه های سر به گردونسای

اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید

باغ بی‌برگی

خنده اش خونی ست اشک آمیز

جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن

پادشاه فصلها، پاییز

اشعار غمگین اخوان ثالث

زمین دلمرده ، سقفِ آسمان کوتاه ،

غبار آلوده مهر و ماه ،

زمستان است

اشعار ناب م. امید

موجها خوابیده اند ، آرام و رام

طبل طوفان از نوا افتاده است

چشمه های شعله ور خشکیده اند

آبها از آسیاب افتاده است

در مزار آباد شهر بی تپش

وای جغدی هم نمی آید به گوش

دردمندان بی خروش و بی فغان

خشمناکان بی فغان و بی خروش

شعرهای زیبای اخوان ثالث

در آن لحظه که من از پنجره بیرون نگا کردم

کلاغی روی بام خانه ی همسایه ی ما بود

و بر چیزی ، نمیدانم چه ، شاید تکه استخوانی

دمادم تق و تق منقار می زد باز

و نزدیکش کلاغی روی آنتن قار می زد باز

نمی دانم چرا ، شاید برای آنکه این دنیا بخیل است

و تنها می خورد هر کس که دارد

همچنین ببینید : مجموعه گلچین شده از اشعار زیبا و کوتاه عاشقانه احمد شاملو

کپی برداری از مطالب سایت با ذکر نام چی شی و لینک مستقیم بلا مانع است.