مجموعه زیبا از گلچین اشعار عاشقانه بسیار ناب و کوتاه رودکی

مجموعه زیبا از گلچین اشعار عاشقانه بسیار ناب و کوتاه رودکی

اشعار رودکی در این مطلب گزیده ای از اشعار عاشقانه کوتاه و بسیار زیبای رودکی را آماده کرده ایم. رودکی هم مانند دیگر شعرهای تاریخی ایران نامی طولانی دارد ( ابوعبدالله جعفر …

مجموعه گلچین اشعار عارفانه ناب و بسیار زیبای اقبال لاهوری

مجموعه گلچین اشعار عارفانه ناب و بسیار زیبای اقبال لاهوری

اشعار اقبال لاهوری در این مطلب گزیده ای از اشعار عاشقانه کوتاه و بسیار زیبای اقبال لاهوری را آماده کرده ایم، برای مطالعه این متن های زیبا در ادامه با سایت چی …

مجموعه گلچین اشعار عاشقانه ناب و زیبای محمد علی بهمنی

مجموعه گلچین اشعار عاشقانه ناب و زیبای محمد علی بهمنی

اشعار محمد علی بهمنی در این مطلب گزیده ای از اشعار عاشقانه کوتاه و بسیار زیبای محمد علی بهمنی را آماده کرده ایم، برای مطالعه این متن های زیبا در ادامه با سایت چی …

اشعار سنایی غزنوی

اشعار سنایی در مورد خدا , سنایی غزنوی شعر ستایش , من طاقت هجر تو ندارم

در این مطلب گزیده ای از اشعار عاشقانه کوتاه و بسیار زیبای سنایی غزنوی را آماده کرده ایم، برای مطالعه این متن های زیبا در ادامه با سایت چی شی همراه باشید.

اشعار سنایی

آنی که قرار با تو باشد ما را

مجلس چو بهار با تو باشد ما را

هر چند بسی به گرد سر برگردم

آخر سر و کار با تو باشد ما را

دوبیتی های سنایی

با دل گفتم: چگونه‌ای، داد جواب

من بر سر آتش و تو سر بر سر آب

ناخورده ز وصل دوست یک جام شراب

افتاده چنین که بینیم مست و خراب

رباعیات سنایی

اندوه تو دلشاد کند مرجان را

کفر تو دهد بار کمی ایمان را

دل راحت وصل تو مبیناد دمی

با درد تو گر طلب کند درمان را

زیباترین اشعار سنایی

زان سوزد چشم تو زان ریزد آب

کاندر ابروت خفته بد مست و خراب

ابروی تو محراب و بسوزد به عذاب

هر مست که او بخسبد اندر محراب

ناب ترین شعر سنایی

در دست منت همیشه دامن بادا

و آنجا که ترا پای سر من بادا

برگم نبود که کس ترا دارد دوست

ای دوست همه جهانت دشمن بادا

مجموعه اشعار سنایی

عشقا تو در آتش نهادی ما را

درهای بلا همه گشادی ما را

صبرا به تو در گریختم تا چکنی

تو نیز به دست هجر دادی ما را

زیباترین شعر سنایی

هر چند بسوختی به هر باب مرا

چون می‌ندهد آب تو پایاب مرا

زین بیش مکن به خیره در تاب مرا

دریافت مرا غم تو، دریاب مرا

اشعار کوتاه سنایی

در منزل وصل توشه‌ای نیست مرا

وز خرمن عشق خوشه‌ای نیست مرا

گر بگریزم ز صحبت نااهلان

کمتر باشد که گوشه‌ای نیست مرا

غزل های ناب سنایی

جمالت کرد جانا هست ما را

جلالت کرد ماها پست ما را

دل آرا ما نگارا چون تو هستی

همه چیزی که باید هست ما را

شراب عشق روی خرمت کرد

بسان نرگس تو مست ما را

اگر روزی کف پایت ببوسم

بود بر هر دو عالم دست ما را

تمنای لبت شوریده دارد

چو مشکین زلف تو پیوست ما را

چو صیاد خرد لعل تو باشد

سر زلف تو شاید شست ما را

زمانه بند شستت کی گشاید

چو زلفین تو محکم بست ما را

اشعار بلند سنایی

این رنگ نگر که زلفش آمیخت

وین فتنه نگر که چشمش انگیخت

وین عشوه‌نگر که چشم او داد

دل برد و به جانم اندر آمیخت

بگریخت دلم ز تیر مژگانش

در دام سر دو زلفش آویخت

افتاد به دام زلف آن بت

هر دل که ز چشمکانش بگریخت

بفروخت دل من آتش عشق

وانگاه بدین سرم فرو ریخت

بر خاک نهم به پیش آن روی

کین عشق مرا چو خاک بر بیخت

اشعار معروف سنایی

احسنت و زه ای نگار زیبا

آراسته آمدی بر ما

امروز به جای تو کسم نیست

کز تو به خودم نماند پروا

بگشای کمر پیاله بستان

آراسته کن تو مجلس ما

تا کی کمر و کلاه و موزه

تا کی سفر و نشاط صحرا

امروز زمانه خوش گذاریم

بدرود کنیم دی و فردا

من طاقت هجر تو ندارم

با تو چکنم به جز مدارا

آخرین بروز رسانی در : چهارشنبه 21 خرداد 1399
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر نام چی شی و لینک مستقیم بلا مانع است.