اشعار بابا افضل کاشانی

شعر بابا افضل کاشانی در بانوی عمارت شعر بابا افضل کاشانی دل جان شد در مقامی که رسد بابا افضل کاشانی شعر افضل فارسی پارسی زندگی نامه

در این مطلب گزیده ای از اشعار عاشقانه کوتاه و بسیار زیبای بابا افضل کاشانی را آماده کرده ایم، برای مطالعه این متن های زیبا در ادامه با سایت چی شی همراه باشید.

همچنین ببینید : مجموعه گزیده اشعار زیبا و عاشقانه مولانا جلال الدین رومی

درباره امام علی (ع)

در عین علی، هو العلی الاعلی ست

در لام علی، سّر الاهی پیداست

دریای علی سورهٔ حی قیوم

برخوان و ببین که اسم اعظم آن جاست

اشعار بابا افضل کاشانی

وی جملهٔ خلق را ز بالا و ز پست

آورده به فضل خویش از نیست به هست

بر درگه عدل تو چه درویش و چه شاه

در خانهٔ عفو تو چه هشیار و چه مست

درباره مردن و مرگ

دل سیر نشد از کم و از بیش تو را

با آن که منازل است در پیش تو را

عذرت نپذیرند گهِ مرگ، از آنک

بسیار بگفته اند در پیش تو را

شعرهای عاشقانه بابا افضل کاشانی

عشق تو مرا زندهٔ جاویدان کرد

سودای توام، بی سر و بی سامان کرد

لطف و کرم تو، جسم را چون جان کرد

در خاک عمل بهتر از این نتوان کرد

بهترین اشعار بابا افضل کاشانی

معلوم نمی شود چنین از سر دست

کاین صورت و معنی ز چه رو در پیوست

اسرار به جمله گی به نزد هر کس

آن گاه شود عیان که صورت بشکست

ناب ترین اشعار بابا افضل کاشانی

چون درد توام در این دل ریش افتاد

بیگانگی ام نخست بر خویش افتاد

چون دیده به جستجوی رویت برخاست

از آرزوی تو اشک در پیش افتاد

دوبیتی های بابا افضل کاشانی

ای دل تو ز هیچ خلق یاری مطلب

وز شاخ برهنه سایه داری مطلب

عزت ز قناعت است و خواری ز طمع

با عزت خود بساز و خواری مطلب

اشعار کوتاه بابا افضل کاشانی

بی آن که کس رسد زوری از ما

یا گشت پریشان دل موری از ما

بی هیچ برآورد به صد رسوایی

شوریده سر زلف تو شوری از ما

گزیده اشعار بابا افضل کاشانی

غم با لطف تو شادمانی گردد

عمر از نظر تو جاودانی گردد

گر باد به دوزخ برد از کوی تو خاک

آتش همه آب زندگانی گردد

شعر زیبای بابا افضل کاشانی

ترس اجل و بیم فنا، هستی توست

ور نه ز فنا شاخ بقا خواهد رُست

تا از دم عیسی شده ام زنده به جان

مرگ آمد و از وجود ما دست بشست

مجموعه اشعار بابا افضل کاشانی

گر با توام از تو جان دهم آدم را

از نور تو روشنی دهم عالم را

چون بی تو شوم قوت آنم نبود

کز سینه به کام دل برآرم دم را

متن های زیبای بابا افضل کاشانی

اندوه تو دلشاد کند هر جان را

کفر تو دهد تازگی ای ایمان را

دل راحت وصل تو مبیناد دمی

با درد تو گر طلب کند درمان را

دلنوشته های بابا افضل کاشانی

گر بر فلکی به خاک باز آرندت

ور بر سر نازی، به نیاز آرندت

فی الجمله حدیث مطلق از من بشنو

آزار مجوی تا بنیازارندت

زیباترین شعرهای بابا افضل کاشانی

عمر تو اگر افزون شود از پانصد

افسانه شوی، عاقبت از روی خرد

باری چو فسانه می شوی، ای بخرد

افسانهٔ نیک شو، نه افسانهٔ بد

Source

کپی برداری از مطالب سایت با ذکر نام چی شی و لینک مستقیم بلا مانع است.