متن نا امیدی

متن ناامیدی از عشق شعر نا امیدی از دنیا عکس نوشته ناامیدی از زندگی پروفایل ناامیدی از همسر متن زیبا در مورد افسردگی متن قشنگ افسردگی جملات خستگی از زندگی متن بدشانسی در زندگی

در این مطلب گزیده ای از متن ها و جملات کوتاه و بسیار زیبا با موضوع نا امیدی و نا امید نشدن را آماده کرده ایم، برای مطالعه این متن های زیبا در ادامه با سایت چی شی همراه باشید.

متن زیبای نا امید نشدن

ممکن است گاهی بیفتم و بلغزم

اما هرگز در سقوط تنها نمی مانم

دستان خدا همواره با من است

قلب من خانه خداست…

دلنوشته نا امیدی

زندگی در حال بارگیری است ، لطفا صبر کنید

سرعت خوشبختی بسیار کم است

تا زندگی ات لود شود …

عمرت تمام شده

متن فاز سنگین نا امیدی

گذشته که حالم را گرفته است

آینده که حالی برای رسیدنش ندارم

و حال هم حالم را به هم میزند

چه زندگی شیرینی…

متن فلسفی درباره نا امیدی

نا امیدی اولین قدمی است

که شخص به سوی گور برمی دارد

متن خاص نا امید نشدن

وقتی ناامید شدی

به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی

وقتی پر از سکوت شدی

به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه

وقتی دلت خواست از غصه بشکنه

به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته

متن ناب امید داشتن

هر کس جای من بود ، می برید

اما من هنوز می دوزم ، چشم به امید…

شعر نا امیدی از دنیا

از یه جایی به بعد دیگه بزرگ نمیشی،

پیر می شی

از یه جایی به بعد دیگه خسته نمیشی،

می بُری

از یه جایی به بعد هم دیگه تکراری نیستی،

زیادی‌ هستی

نا امید شدن و خستگی

چقدر این سربالایی ها ادامـــــــه دارند ؟

من از زندگی که هیچ  پاهایم از من شکایت دارند

متن ناامیدی از عشق

رسیده ام به حس برگی که

می داند باد از هرطرف که بیاید

سرانجامش افتادن است …

جملات نا امیدی طنز

شانس؛

یکبار در خونه آدم رو می زنه

ولی بد شانسی؛

دستش رو از رو زنگ ور نمیداره

بدبختی هم که؛

کلید داره هر وقت بخواد رسما میاد تو …

متن قشنگ افسردگی

دلتنگم نه برای کسی از بی کسی

خسته ام نه از تکاپو از در به دری

نه دوستی ، نه یادی ، نه خاطره ی شیرینی

تنهایم تنهاتر از آن سنگ کنار جاده اما مشتاقم

مشتاق دیدار آنکس که صادقانه یادم کند

جملات خستگی از زندگی

یه وقتایی دلت می خواد

یکی از پشت سر چشماتو بگیره و ازت بپرسه

اگه گفتی من کی ام ؟

تو هم دستاشو بگیری و بگی

هر کی هستی فقط بمون

پروفایل ناامیدی از همسر

دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمی کند

دیگر گرمای دستی دلم را به تپیدن وا نمی دارد

می روم تا در تاریکی راه خود را پیدا کنم

که به چراغ های نورانی و دست های گرم دیگر اعتمادی نیست

Source

کپی برداری از مطالب سایت با ذکر نام چی شی و لینک مستقیم بلا مانع است.