دوشنبه 18 اسفند 1399

متن در مورد گل محمدی

متن در مورد گل محمدی متن کوتاه مطلب متن قشنگ زیبا

در این مقاله از سایت چی شی به بررسی بهترین جملات و متن های زیبا در مورد گل محمدی می پردازیم. گل محمدی یک گل بسیار زیبا و خوشبو است که با نام گل رز نیز شناخته می شود. در بیشتر ادبیات فارسی از گل محمدی یا گل رز به عنوان نمادی از عشق , زیبایی , هوش و علاقه یاد می شود از این جهت است که معمولا برای نامزدتان یا برای دسته گل های خاستگاری و عروسی از گل های رز قرمز استفاده قابل توجهی می شود. در این مقاله سایت چی شی, برای شما بهترین متن ها در مورد گل محمدی را آماده کرده است و امیدواریم که مورد پسند شما قرار بگیرد. شما می توانید متن مورد علاقه خود را کنار یک گل محمدی به کسی که دوستش دارید و یا به مناسبت های مختلف , به خانوادتان هدیه دهید و آنان را شگفت زده کنید.

متن در مورد گل محمدی

کار ما نیست

شناسایی “راز” گل سرخ،

کار ما شاید این است

که در افسون گل سرخ

شناور باشیم

متن خاص گل محمدی

پدرم می‌گوید کتاب

مادرم می‌گوید دعا

و من خوب می‌دانم

که زیباترین تعریف خدا را فقط باید از زبان گل‌ها شنید

شعر مذهبی گل محمدی

تا داشته‌ام فقط تو را داشته‌ام

با یاد تو قد و قامت افراشته‌ام

بوی صلوات می‌دهد دستانم

از بس که گل محمدی کاشته‌ام

اشعار گل محمدی

آمده در موسم گل سرود دلدادگی

طلوع کرده در دلم ماه همای سرمدی

رود همه درد دلم که آمده مرهم ما

گوهر هر دو عالم و عطر گل محمدی

از عرش سلام سرمدی آوردند

آیینه ی حُسن سرمدی آوردند

با آمدن رضا(ع) از باغ بهشت

یک دسته گل محمدی آوردند

همان رنگ و همان روی

همان برگ و همان بار

همان خنده ی خاموش در او خفته بسی راز

همان شرم و همان ناز

همان برگ سپید به مثل ژاله ی ژاله به مثل اشک نگونسار

همان جلوه و رخسار

نه پژمرده شود هیچ

نه افسرده ، که افسردگی روی

خورد آب ز پژمردگی دل

ولی در پس این چهره دلی نیست

گرش برگ و بری هست

ز آب و ز گلی نیست

هم از دور ببینش

به منظر بنشان و به نظاره بنشینش

ولی قصه ز امید هبایی که در او بسته دلت ، هیچ مگویش

مبویش

که او بوی چنین قصه شنیدن نتواند

مبر دست به سویش

که در دست تو جز کاغذ رنگین ورقی چند ، نماند

در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود

کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد

آن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر

کاین سابقه پیشین تا روز پسین باشد

پس بیا به خاطر یک گل سرخ،

یک لحظه‌ی درست،

یک یادِ ساده از همان سالِ بوسه ها،

برویم بالاى بالاى آسمان،

پشت پیراهنِ بى الفباى نور،

دست بر پرده خاطراتى از ماه دلنشین بپرسیم:

تو حاضرى باز آوازى از همان شب پر گریه بخوانى!؟

هیکلش بوی روغن میداد

همه از او فراری بودند

اما عطر گل محمدی در فضا پخش شده بود

از شرافتش

او با دستهایی کثیف تمیزترین و حلالترین

نان عالم را به خانه میبرد …

تا روزی که بود

دست‌هایش بوی گل سرخ می‌داد

از روزی که رفت

گل‌های سرخ

بوی دست‌های او را می‌دهند

بوی صلوات می‌دهد دستانم

از بس که گل محمدی کاشته(چیده)‌ام

چای خانه مادربزرگ

رنگ خون دلش بود

یک نفس سر می کشیدم

بر روی خستگی تنم

شبهای سرد زمستان را

در استکان کمر باریک قجری

با عطر گُل محمدی و دو حبّه قند

فکر بلبل همه آن است

که گل شد یارش

گل در اندیشه که چون

عشوه کند در کارش

یادت گل محمدی

ذهنم همیشه باز

تا که راه راه پوشان

شیرین کنند

کام دل

چشم براهانت

از شهد تو

ای اله ی ناز

کپی برداری از مطالب سایت با ذکر نام چی شی و لینک مستقیم بلا مانع است.